یکی ازدوستام تعریف می کنه من یه دختری رو دوست داشتم بدش خانواده ام مخالفت می کردن وقتی دیدن من منصرف نمی شم با جادو و زدن کلی مشکل پیش اوردن تمام هم و غم شون
شده بود که من اون دختر رو ن
گیرم حالا من می دونم چی می شه ولی به خاطر پولی که دارم با هر دوستی که رفت امد می کنم یه جوری هست مخ اون دوست منو میزنن با قول ماشین پول یا استخدام که دخترشو با حیله و کلک با
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور
تاريخ: يکشنبه
16 ارديبهشت
1397 ساعت: 15:15